تبليغاتX
عروس منحرف


عروس منحرف

البته هنوز دامادی واسه این عروس یافت نشده D: !!

قطوع مخروط کدامند؟ - اندر مخروط که او را به سطحی ببری چون اره ای، پنج گونه بریدن افتد . نخستین آنک بر سر {=راس مخروط} بگذرد و از آن مثلثی آید از خط های راست کرده{=مثلث مستقیمه الاضلاع} . و دیگر آنک موازی بود قاعده ی او را. و آن دایره ای باشد خردتر از قاعده.و اگر {سطح بریده بر سر مخروط نگذرد}موازی باشد پهلوی {مولد} مخروط را او را قطع مکافی۱ نام کنند.و گر موازی نباشد پهلوی مخروط را ناچاره بدان پهلو رسد که برابر آغاز بریدن است. اگر رسیدن بدو{از} سوی قاعده بود او را قطع ناقص۲ خوانند. وگر رسیدن بدو از سوی سر مخروط باش او را قطع زائد۳ خوانند. و بمخروط جز این بریدم نباشد مگر مخروط کژ بود . آنگاه سطحی ببرد او را نه بر موازات قاعده ولکن بزاویه های راست بتابدل ۴، آن بریده هم دایره ای بود.

 

----

۱. سهمی

  ۲.بیضی  

۳. هذلولی

  ۴. یعنی مخروطی که از دوران یک مثلث قائم الزاویه حول یکی از اضلاع قائمه اش پدید آید.

بخشی از کتاب " التُفهیم" به قلم ابوریحان بیرونی!

نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت 20:43 توسط سحرالسّلطنه| |

 

 

خرسند شدیم از این که امروز ، رنگی دگر است نه رنگ دیروز..تا شب نشده رنگی دگر شد. گفتند از این نکته هزار نکته بیاموز... فریاد زدیم که چرخ گردون.. لیلا تو نداده ای به مجنون... فریاد برآمد آن که خاموش. . کم داد اگر نگیرد افسون.. خاموش شدیم و در خموشی.. رفتیم سراغ می فروش.. فریاد زدیم دوای ما کو؟؟ گویند دواست باده نوشی.. هشیار نشد مگر که مدهوش.. این بار گران بگیرم از دوش.. آرام کنار گوش ما گفت.. این بار گران تو مفت مفروش.. از خود به کجا شوی تو پنهان؟؟ از خود به کجا شوی گریزان.. بیداری دل چنین مخوابان.. سخت آمده است.. مبخش آسان.. خر سند شدیم از این که هستیم.. رفتیم و در میکده بستیم.. با خود به سخن چنین نشستیم.. ما باده نخورده ایم و مستیم.. مسجد سر راه از آن گذشتیم.. بر روی درش چنین نوشتیم:

    در میکده هم خدای بینی! با مرد خدا اگر نشینی...

Refighe khodame!

 

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 14:9 توسط سحرالسّلطنه| |

الهی!

به مردان در خانه ات...

به آن زن ذلیلان فرزانه ات...

به آنان که در بچه داری تک اند...

یلان عوض کردن پوشکند...

به آنان که با ذوق و شوق تمام....

به مادر زن خود بگویند مامان...

به آنان که دامن رفو می کنند...

ز بعد رفویش اتو می کنند...

به آن قورمه سبزی پزان قدر...

به آن مادران به ظاهر پدر....

الهی!

به آه دل زن ذلیل...

به آن اشک چشمان ممد سبیل...

که مارا بر این عهد کن استوار...

از این زن ذلیلی مکن بر کنار!!!

التماس دعا...

نوشته شده در پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 22:42 توسط سحرالسّلطنه| |


Design By : Night Skin