عروس منحرف
البته هنوز دامادی واسه این عروس یافت نشده D: !!
سلام می دونید.. من این روزا وقتی که یه کم کلی تر نگاه می کنم جزئیات رو بهتر درک می کنم... مثلا تا دیروز یکی بهم می گفت که میزان صمیمیت تو یه دوستی به مدت زمانش بستگی نداره بهش می گفتم.. خنگول... الآن می فهمم که نه!! طرف گوشی دستش بوده... من از بچگی یه عادتی که داشتم و الآن هم دارمش اینه که اصلا خوشم نمیاد کسیو بی جواب بذارم... حالا یا مستقیم یا غیر مستقیم جواب همه رو می دم... و یکی دیگه از خصوصیاتم اینه که اگه بفهمم یکی داره در جهت من یه قدم کج اونم دور از چشم من بر میداره و به خیال خودش منم نمی فهمم ، خیلی دوس دارم تلافی کنم... یه مدت اون قدر تلافی کرده بودم.. که شاید باورتون نشه... ۹۰٪ دوستامو از دست دادم.. و اون جا بود که فهمیدم دوستای واقعی من این ۱۰٪ هستن... این ۱۰٪ شاید ۱ نفر و یا ۱ نفرو نصفی باشه... دیگه براتون بگم که.. دقت کنید.. خیلی موقع ها شده یکی رو می فرستن سراغ من.. با انواع شخصیت ها.. بعد طرف یه کم ما رو اذیت می کنه... بعد من می فهمم این طرفی که این آدم رو فرستاده با بنده مشکل داشته.. از روی کاری که اسمش رو میذاره جبران من تشخیص می دم که کی این آدم رو فرستاده.... البته تشخیص من یه احتماله با درصد۹۰ به بالا.. بعضی موقع ها هم اشتباه می شه... منم می گم.. اشتباه من نبوده... اشتباه تایپی بوده از جانب خدا... حالا خودتون ببینید .. من با این آدمای آی کیو چطوری باید رفتار کنم؟؟ البته من عادت ندارم با کسی رفتار بد بکنم... بالاخره هر کسی با رفتار خودش جزئی از شخصیتش رو نشون میده.. ولی براتون بگم از این دوست جدیدم که از این جور خصوصیات نداره.. الهی شکر، من هر رفتاری کردم باهاش عکس العمل بدی ندیدم... و من اسم این رفتار رو میذارم جنبه... در پایان خوشحالم که گوشاتون قرمز شده
ولی خب ..این نصفه به تنهایی ارزشش برابری می کنه با اون ۹۰٪ .. می دونید.. اصلا فکر نمی کردم که من دوباره یه دوست خوب داشته باشم... ذهنیتم از دوست یه چیز الکی و اضافه بود... هیچ کس هم نمی تونست نظرمو جلب کنه... جدی جدی از همه بدم میومد.. مثلا با دوستم می رفتیم سایت .. می دیدم تند تند تایپ میکنه.. بهش می گفتم چه خبره بابا؟؟ می گفت چیه مگه؟؟ من تعجب می کردم... واقعا متعجب می شدم.. که چطوری واقعا؟؟ .. دیگه می دونستم که من حتی یک دوست واقعی هم تا چند سال آینده نخواهم داشت.... ولی خب به خودم اطمینان داشتم... به خصوصیاتم.. به اخلاقم.. به رفتارم...به طرز فکرم...خلاصه.. تا این که با یه نفر که باهاش آشنا بودم از مدت ها پیش اندکی صمیمی شدم.. این اندکی کار داد دست من... راستش الآن تبدیل شده به یکی از صمیمی ترین دوستای من... من همیشه معتقد بودم یه آدم که بهش آنتی خنگول تزریق شده رو به اضافه ی یک سری خصوصات خاص کنی... اون آدم می شه یه آدم ایده آل و دوست داشتنی.. و این عقیده ی من در انخاب دوستام هستش.. خیلی مهمه ها... ایده آل بودن.. این دوست من از نظر من ایده آل هست فقط یکی از خصوصیاتش با خصوصیات من جور در نمیاد.. اونم تواضعشه... من اصلا متواضع نیستم.. حالا فکر نکنید میشینم همه جا از خودم تعریف می کنما.. ولی مثلا یه اشتباهی کنم... تا آخر عمرمم که شده باشه میگم.. کار من درست بوده.. نظر شما ها غلطه...اینم میدونم که کارم کاملا درسته
اینم بگما.. کار این دوست ما هم درسته..
.... واین تضاد ایجاد شده نشون دهنده ی قشنگیشه![]()
![]()
![]()
و آرزوی موفقیت می کنم برای دوست جدید و عجیجم![]()

| Design By : Night Skin |


