حدود یک هفته و چند روز پیش(یه خورده بیشتر) سلمان (اولین وبلاگ نویس وبلاگستان فارسی) یک بازی با نام "یلدا بازی" راه انداخت. حالا بازی چه جوریه:
" کسی شروع می کنه و 5 نکته از چيزهايی که احتمالا خوانندگان وبلاگش در مورد شخصيت او نمی دونند می نويسه و در آخرش هم 5 نفر را معرفی می کنه. اون 5 نفر هم به همين ترتيب 5 نکته از چيزهايی که کمتر کسی در مورد شخصيت اون ها می دونه را می نويسند و هر کدوم 5 نفر ديگه را معرفی می کنند و همين جوری ادامه پيدا می کنه.
حالا من:
۱.هیچ کس نمیدونه که من تا همین دو هفته پیش داشتم رو ضمیر ناخودآگاه یه نفر کار می کردم.. یه نفر که تا حالا هم ندیدمش و فقط آی دیشو دارم..البته اینم بگم خودشم نمیدونه ولی من به آن چه اراده کردم رسیدم..ماشاللا از شانس یه مقدار هم آی کیو تشریف داره...
۲.یکی از بزرگترین آرزوهای من توی زندگیم این بوده که خلبان بشم...البته فقط دوست خیلی صمیمیم می دونه..ولی ماشاللا هر کیو میدیدم خلبانه عمرش نصف هم نه، ربع و خیلی از مواقع خمس میشه بیخیالش شدم...
۳.من عادت دارم کنار هر کس که میشینم باید اذیتش کنم... مثلا یه تیکه کاغذو لوله می کنم البته کاغذ ریز می کنم تو گوشش.... یا هرکس خواب باشه میرم تو گوشش یه داد می زنم پا شو... تا روانی شه... 
۴. من همیشه درس می خونم.. بعد می رم به دوستام میگم درس خوندین؟؟؟ بعد اونا می گن نه.. بعد تحریکشون می کنم برن تا امتحان رو لغو کنن.. بعد خودم می رم پیش استاد میگم استاد لطفا امتحانو لغو نکنید. من وقت گذاشتم خوندم.. البته همراه من در این گونه امور دوست عزیزم هستش.استاد هم میاد میگه نمیتونم به خاطر اون یک عده ای که اهمیت دادن و درس خوندن امتحانو لغو کنم...منم کلی کیف می کنم...
۵.یکی از کارهایی که من معمولا انجام میدم اینه که آدمایی رو که از پی ام هایی که من سند تو ال می کنم خوششون نمیادو اشکشونو در میارم .. می دونین چطوری؟؟؟ بعد از این که پی ام هامو سند تو ال کردم مجددا میام برای خود اینا آف میذارم... بعدش.. اگرم جک بفرستم می رم برای خود اونا آف میذارم که نخند.. با تو نبودم...
همین!!!
حالا من دعوت می کنم :
ای کاش همه کفن بپوشیم! ،قزل آلای بنفش ،تک به تک، خبر و تحلیل ورزشی ،پرنده ی سیاه ،درود بر زندگی
خب منم توسط دوست عزیز نویسنده ی وبلاگ:جوانان ایران زمین دعوت شدم...
بابای