عروس منحرف
البته هنوز دامادی واسه این عروس یافت نشده D: !!
چیست در زمزمه ی مبهم آب؟ چیست در همهمه ی دلکش ید؟ توی این جدول پر از عنصر! که تو را می برد این گونه به ژرفای خیال؟ چیست در خلوت خاموش نئون؟ چیست در این جدول مندلیف! که تو چندین ساعت مات و مبهوت به آن می نگری؟ نه به کربن نه به بور، نه به این عنصرها من به خوش سوختن منیزیم من به گوگرد همی می نگرم من به آن حالت کشسان و دراز گوگرد من به این ساکتی گاز نئون من به گوگرد همی می نگرم من فقط مبهوتم که چطور مندلیف ساخت این جدول را! به به!! پدران عزیز! امروز روز لبخند پدرهاست! پدر های مهربان! همون هایی که گاها با سخت گیری هاشون خاطر آدم رو مکدر می کنن ولی انصافا پدر ها موجودات بی نظیرین! مثل مادر ها! ! همون پدر هایی که گاه با شیطنت هامون عذابشان میدیهیم مثلا بهشون می گوییم وا! کجا بودی شما؟! پیش اون یکی حاج خانوم؟! بعدش نگاه های چپ اندر قیچی نصیبمون می شه! واقعا جواب این حرف نگاه چپ اندر قیچیه!! همون پدر هایی که نگاه هوشمندانه که با تمسخری پدرانه و با غروری مردانه همراه شده رو ازشون یاد میگیری و تحویل هم جنسان خودشون منتها با اختلاف سنی ۲۰ الی ۳۰ سال (با پدران) میدی! این خیلی ارزشمنده!! پدرانی که سیاست ، قدرت ، مردانگی و در کنار همه ی این ها لطافت رو بهت هدیه می دهند! همون پدرانی که حتی زخم زبون هاشون هم روزی مثل عسل کامت رو شیرین می کند! و می شود نوعی شکلات! پدرانی که ۵شنبه ها باید به همراه ما خانه را تمیز کنن! آه(این آه پدر بود) پدرانی که با نگاه های از پشت عینک و مافوق آن نگاه ،ابروانی ۸۸ در سال پیش دانشگاهی بر اندامت لرزه می افکند!! پیش دانشگاهی و اول ابتدایی! پدرانی که بدون آن ها مشاجره لذت بخش نیست! چرا که این گونه مشاجره ها باید متهم داشته باشد! ولی بدون پدر، چه کسی را متهم کنم؟! آّه خداوند یگانه!! آن لحظه را از لحظات تلخ زندگیم پاک کن! پدرانی که همواره دستانشان در عین قدرت بوی محبت می دهد!! بوی یکرنگی! رنگشان گاه از رنگ عادی خارج گشته و رنگ مشکی و آبی می شود؟! این رنگ ها چیستندپدر؟! می گوید در شرکت خودکاری شده است! و من نیز امیدوارم پدر! پدران مهربانی که گاه دستانمان را به جای حلقه کردن دور گردنشان ، به درون جیب کتشان می فرستیم تا سوئیچ ماشینش را برداریم! ما سوئیچ ماشین او را برای چه می خواهیم؟!! پدر دیگر این سوال را نپرس! پدرانی که گاها به جای خسته نباشید از جانب آنها انتظار داریم منتمان را بکشند به خاطر مشاجره ی روز قبل! چه قدر خصوصیات دارد این پدر! این پدر باحال! من دیگر نمی نویسم! چرا که تصمیم دارم این نوشته ها را به پدر نشان دهم!! فقط اندکی رخصت که صدایش بزنم: د د ی!! بدو بیا!! و این هم برای ددی ناز به مناسبت این روز زیبا، تا ابد ، تن من گل گدان ۲ دستان تو باد فعلا با اجازه ی همه ی شما پهلوانان!
![]()
| Design By : Night Skin |


