تبليغاتX
عروس منحرف


عروس منحرف

البته هنوز دامادی واسه این عروس یافت نشده D: !!

دوووووووووو دو روووووووووووو دو دوووووووووووووووووو ......................

چند روز دیگه مونده تا ۱۰ اردیبهشت ؟!؟!؟!

آفرین ... درست گفتید ... !!

بله ... این روزی که گفتمش و شمام گفتید چند روز تا اون روز مونده بله....... روز تفلد من است ...

امسال قراره مامانم باسم تفلد بگیره ... !

کیکم رو گفتم به شکل یکی از عروسک هامه که اسم عروسکم هم " میثم " ه .... بله ... اصلا نمیدونی این میثم چه گلیه ؟!؟!؟! اون قده نازه !!!! لباسش هم آبی ه !! راستش رو بخوای من اصلا میثم رو به خاطر لباسش دوست دارم ... ببین دست خودم نیست به خدا ... من از اول ابتدایی استقلالی بودم !!!!

به خاطر همین مسئله نیز کیک تفلدم به شکل آقا میثمه !!

آقا میثم ، یک اسب آبی تشریف دارند که خیلی خیلی هم نازن و لباسشون آبی ه و نیز یک عدد صندل آبی نیز پاشون کردن و خیلی خیلی دیگه دارن ایشون دختر کش بازی در میارن !! منم که حساس ...

حالا چی بپوشم روز تفلدم جلو این همه مهمون ؟!؟!؟!

خب ... دیدم وقت ندارم برم یک دست لباس بخرم و از طرفی ۴۰ هزار تومن برام پول موبایل اومده !! و البته کلی هم خرج و مرج دیگه ... این شد که دیدم منطقی ترین راه اینه که برم و در این کمد رو باز بکنم و ببینم از میان این همه لباس فاخر کدومشونو بپوشم ؟!؟!

بله بچه ها ...

لباس های مجلسی من خیلی زیاده ... چون اصولا اگر شما با مجالس اردبیلی ها آشنا باشید میبینید که ماها هر لباسی رو فقط یک بار می پوشیم و لباس هامون بسیار بسیار شیک هستند ... و البته ترکیه ای !! میدونین چرا ترکیه ای ؟! چون اردبیلی ها حتی اگر نون شبشونو نداشته باشند ، اما !! ماهواره ی ترکیه رو حتما دارند !!بله ....

دیدم خدایا ! آخه این لباس رو بپوشم ؟! این که بابا پشت نداره !! گفتم عیب نداره ... گفتم این یکی و بپوشم ؟! ای بابا این یقه اش خیلی بازه !! جلو عمو و دایی زشته ... !! گفتم سحر .... خونسری خودتو حفظ کن ... تو می تونی !!! گفتم باشه و لباس بعدی و دیدم و گفتم اینو بپوشم ؟!؟! دیدم الله اکبر هاااااااااااااااااا !! این لباسای نصفه و نیمه چیه آخه !!!

خلاصه همه ی سارافون هام بدین شکل رد شدند ...

ناگهان یکی از بولیز هامو دیدم که چه قدر شیکه !! یک بولیز سبز که با سنگ های درشت و ریز و متوسط به شکل یک گل پهن شده روی کل قسمت بالای بولیز ،  سنگ دوزی شده روش ... خیلی با مزه تشریف دارن ایشون !! خیلی خیلی جذاب ...

گفتم خب بهتره براش دنبال یک دامن باشم ... دیدم یک دامن لی طوسی تیره رنگ دارم که قد دامن تا وسط ساق پا هستش !! گفتم پس این هم خوبه ... بهش میاد !!

بعد دیگه رفتم از باغ سپهسالار براش یک عدد صندل سبز رنگ خریداری نمودم ... وقتی همه ی اینها را با یکدیگر بر تن کردم دیدم وای !!!! چه قدر یقه ی این بولیز باز و گشاد است ... گفتم الله اکبر !! من چه کنم ... جلوی عمو .. دایی ... شوهر خاله و شوهر عمه ... چگونه خجالت نکشم ؟!!؟ من هم که خجالتی !!!! اما سعی کردم بر اعصاب خود مسلط باشم و بپذیرم که اشکالی ندارد و یک شب که هزار شب نمیشود ... حال مگر عمو و دایی و شوهر عمه و شوهر خاله ، میخواهند در کل مجلس به من زل بزنند ؟!؟!

ناگهان دردی در ناحیه ی قفسه ی سینه احساس کردم ... در ابتدا یاد سخن استاد آناتومی خویش افتادم که گفت : یکی از درد هایی که همه فکر می کنند مربوط به قلبشان است ، مربوط به انتهای مری آنهاست ... این شد که به دل خویش شک و تردید راه نداده و با اطمینان خاطر به راه خویش ادامه دادم ...

هنوز هم گزینه های زیادی برای انتخاب لباس دارم ...اما فکر می کنم برای یک جشن تولد خانوادگی این گزینه بهتر است !!

به مامانم گفتم برام کادوی خیلی مفصلی بخره !! کادوی مفصل با کادویی که حجم بزرگی داره خیلی فرق داره ها ... مثلا به نظر من کادوی مفصل اصلا هم حجمش زیاد نیست ... بالاخره طلای سفید و طلای ایتالیا و مروارید لبنان و این چیزا که نمیشه حجمشون زیاد باشه ... به دو آبجی هامم گفتم هر چی دوست داشتن واسم بخرن برام مسئله ای نیست !!

ولی اگر پسر بودم ، دوست داشتم یکی از کادوهایی که میگیرم دکمه سر آستین و سنجاق کراوات باشه ... خیلی کادو شیک و آنتیکیه !! نقطه ضعفمه دیگه این چیزا ... !!

حالا پسر که نشدم از این چیزا کادو بگیرم ... اما خب ، بدم هم نمیاد از این چیزا کادو بدم ... !!

راستی من به مامانم پیشنهاد دادم روز تولدم ، شامی که می پزه مامان جونم این طور باشه :

اول یک غذای کاملا مجلسی مثل زرشک پلو با مرغ ... یک نوع دیگه نیز باشه مثل فسنجون ... به عنوان دسر ، سالاد الویه و سالاد اندونزی و ژله و سالاد شیرازی هم خیلی عالیه و به عنوان یک پیش غذا ، سوپ شیر ...

 

حالا اگر شما نیز پیشنهادی دارید ، حتما بهم بگید ... در مورد لباس و پذیرایی و شکل کیکم ... !

راستی راستی ... شما هم دوست دارید بیاید تولدم ؟!

نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 18:57 توسط سحرالسّلطنه| |

عیدمان نیز بگذشت ... ! عجیب عیدی بود ... !!

روزهای اول که روزی چندین جا عید دیدنی می رفتیم ... از این جا به آنجا و خلاصه بسیار خوش می گذشت ... !

من هم که از کل تنقلات عید ، اعم از آجیل و میوه و شیرینی و شکلات تنها شکلات میخوردم ... ! اگر خیلی نیز اصرار می ورزیدند یکی دو عدد بادام هندی نیز ضمیمه می نمودم !!

لحظاتی که عیدی می گرفتم را نیز خیلی دوست می داشتم ... کلا عیدی گرفتن طعم دیگری دارد ... مخصوصا وقتی عزیز جون وقتی می خواهد به تو عیدی بدهد بگوید : عزیز ، عیدی تو امسال نقدی نیست !! و مرا با خود به بیرون ببرد و برایم ساعت بخرد !! من هم که عاشق این چیز ها ... !!

اما هیچ یک از تفریحاتمان در عید به اندازه ی مزاحمت تلفنی به من مزه نداد !!

دختر خاله ام موبایلش را در می آورد و شماره ی هر پسری که بود می گفت و من شماره را می گرفتم و مزاحم میشدیم !! چه قدر می خندیدیم !!

حتی بعد از چند وقت مزاحم شدن ، آنقدر حرفه ای شده بودم که با موبایل زندایی کوچکم مزاحم پسرخاله ام شدم !! صدایم را با کلی ناز و عشوه همراه نمودم و دستمالی در مقابل دهنی گوشی گرفتم و کلی حرف زدیم و در آخر پسر خاله ام گفت : من ۲۶ سال بیشتر ندارم و تصمیم ندارم یک دختر مونده بگیرم !!!!!!!

یعنی صدایی که همگان تصور می کردند کلی ناز و عشوه دارد در ذهن مبارک پسر خاله ، یک دختر ترشیده را تداعی می نمود !!

کلا به خاطر یادگرفتن چند زبان زنده ، من مزاحم هر آدمی از هر شهری می شدم ... حتی مزاحم اردبیلی ها !! زنگ می زدم و آنها می گفتن : سیز هارالی سوز ؟! می گفتم : من مغانین جیرانیام !!

حتی گاهی آنها حرف های زشتی نیز میزند و من سریع قطع می نمودم تا بیش از این گل باران نشوم !!

خلاصه عید امسال عید خوبی بود !!

سفر به دماوند و چند شهر شمال نیز بسیار خوش بگذشت ... !

روز ۱۳ نیز ، ما به اتفاق کل خانواده به شهری کوچک و البته ناشناس و بسیار ترتمیز و خوش آب و هوا و نیز بسیار دوست داشتنی و سرسبز به نام هیر رفتیم !! خیلی جالب بود ... خیلی ...

هفته ی دوم عید من از هر فرصتی استفاده می کردم و درس می خواندم و همین دیروز در میان انبوهی از درد و دل پیچه و حالت تهوع ، امتحان را دادم و فکر می کنم نمره ی خوبی کسب کنم ...

نوشته شده در پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت 21:19 توسط سحرالسّلطنه| |


Design By : Night Skin